• بازدید: 130
  • نویسنده: احمد
  • در : 19-11-1396, 13:39
19-11-1396, 13:39

زندگینامه شهید اسدالله شیرسوار

دسته: شهدای ایران

عکس شهید اسدالله شیرسوار

شهید اسداله شیرسوار در چهاردهم اردیبهشت سال هزار و سیصد و بیست و سه، در خانواده ای کشاورز و مسلمان در روستای جیلدان لشت نشاء دیده به جهان گشود و دوران کودکی خود را در کنار پدر و مادر و تنها خواهرش سپری کرد، اسداله بدلیل مشکلات عدیده آن زمان از جمله نبود مدرسه ای؛ در روستا موفق به تحصیل نشد، لذا از کودکی دوشادوش پدر در کار کشاورزی کمک می کرد و در سال 41 تشکیل خانواده داد و با اینکه روستایش از کمترین امکانات رفاهی محروم بود؛ اما با تلاش خانواده از نظر اقتصادی در حد متوسطی بودند و با همت و کار و کوشش مضاعف و فروش محصولات کشاورزی و دام و طیور از زندگی نسبتا متوسطی در روستا برخودار بودند .
اسداله از نظر خصوصیات اخلاقی فردی با ایمان و خوش اخلاق و مهربان نسبت به همه اطرافیان بود و در کارهای خانه نیز خانواده را یاری می نمود و از عصبانیت پرهیز می جست و با تدبیر بر مشکلات فائق می آمد و به انجام واجبات بسیار مقید و حتی مداومت و استمرار به مستحبات داشت و به مسئله حجاب بسیار اهمیت می داد و عشق و علاقه زیادی به انقلاب و حضرت امام خمینی (ره) داشت و در دوران جنگ تحمیلی با وجودئیکه فرزندش در جبهه های نبرد بسر می برد و خود در منزل کار و مشغله زیادی داشت، لیکن بر خود تکلیف دانست که بايد به ندای رهبر و امامش لبیک گوید؛ لذا داوطلبانه دوره آموزش نظامی را طی نمود و از طریق بسیج سپاه راهی میادین نبرد غرب کشور گردید و با بمب باران دشمنان بعثی در منطقه مریوان در تاریخ 11/6/62 به مقام شهادت رسید و پیکر سوخته شهید توسط فرزندش به پشت جبهه انتقال و در روستای جیلدان لشت نشاء به خاک سپرده شد.

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید اسدالله شیرسوار

  • بازدید: 156
  • نویسنده: احمد
  • در : 19-11-1396, 13:00
19-11-1396, 13:00

زندگینامه شهید حمزه زینعلی

دسته: شهدای ایران

عکس شهید حمزه زینعلی

شهيد حمزه زينعلي در اول بهمن و سال هزار و سيصد و چهل و چهار در لشت نشاء (توچاه) از بخش شهرستان رشت در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود . حمزه دوران كودكي را به لطف خدا زير سايه پدر و مادري مهربان با شادي و نشاط كودكانه سپري كرد و با علاقمندي تا پايان مقطع دوره ابتدايي ادامه تحصيل داد، ليكن بعلت بضاعت مالي اندك خانواده موفق به ادامه تحصيل نشد، فلذا كمك كار پدر در امر كشاورزي گرديد و بتدريج به كار نجاري در كنار كار كشاورزي روي آورد تا هم شغلي مناسب و هم كمك خرجي ديگر براي خانواده باشد .
از خصوصيات شهيد حمزه زينعلي روحيه اي بسيار شاد و آرام و مهربان و خانواده دوست و به انجام فرايض ديني اهميت فوق العاده قائل بود و در كمك رساني به همسايگان و افراد بي بضاعت و نيازمند مستعد بود و دراعياد مذهبي و مراسمات و پايگاه مسجد براي خدمت به عزاداران حسيني تلاشي مضاعف مي نمود و در دوران دفاع مقدس با وجودئيكه به سن سربازي نرسيده بود ليكن دفاع از دين و ميهن و اطاعت از فرمايش رهبر عظيم الشان حضرت امام خميني (ره) بر خود وظيفه دانست و از طريق بسيج سپاه به مناطق جنگي حق عليه باطل شتافت و طي 3 مرحله به مناطق نبرد با دشمنان اعزام شد و در سال 63 تحت عنوان سرباز وظيفه به منطقه سليمانيه اعزام و حدود يك سال مردانه از كيان امت اسلامي به دفاع پرداخت و در دوران سربازي در عمليات والفجر 9 شركت داشت و سرانجام و در حاليكه در پست ديده باني مشغول انجام وظيفه بود بر اثر تركش خمپاره دشمن در تاريخ 12/12/64 دعوت حق را لبيك گفت و به فيض عظيم شهادت نائل آمد و پيكر مطهرش پس از 12 روز تشيع و در مزار شهداي توچاه بخاك سپرده شد .

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید حمزه زینعلی

  • بازدید: 124
  • نویسنده: احمد
  • در : 19-11-1396, 11:09
19-11-1396, 11:09

زندگینامه شهید حسین تامینی

دسته: شهدای ایران

عکس شهید حسین تامینی

نام:حسین
نام خانوادگی:تامینی
شهید حسین تامینی
شهید حسین تأمینی او یکی از شهیدان استثنایی شهر و دیار ماست او در محلی بنام لیچاء از توابع بخش لشت نشاء زندگی می کرد سنی از او نگذشته بود به روحانیت علاقه فراوان داشت هر وقت در ایام محرم و ماه مبارک رمضان روحانی از تهران به روستا برای سخنرانی میاوردند از او فاصله نمی گرفت در اوایل انقلاب روحانی را در لیچاء از تهران یا قم دعوت می کردند که بعد از شهادت ایشان آنها نیز در غم از دست دادن این شهید کم سن و سال گریستند او در انجمن اسلامی محل فعالیت خوبی داشت بویژه در ساختن کتابخانه لیچاء از ناحیه جهاد سازندگی تلاش فراوانی کرد در مناظره و بحث های که در اوایل بین گروههای می شد ایشان همیشه خط اوّل حمله بر گروههای ضد انقلاب محل قرار داشت و در بحثهای خودش همیشه شهید بهشتی و مقام معظم رهبری اشخاصی یا شخصی دیگر را به عنوان نمونه مثال میزد و باز گروههای ضد انقلاب محل شبها او را دنبال کردند ولی از دست آنها فرار کرد حتی از ناحیه سران چریکهای فدایی خلق در روستای لیچاء و منافقین حکم اعدامش را صادر کرده بودند ایشان بلاخره بر اثر نا ملایماتی که از ناحیه اشخاص معلوم الحال می دید و از طرفی هم جنگ ایران و عراق که شروع شد سر از پای نمی شناخت بارها خواست به جبهه ها برود ولی چون که می گفتند سن ایشان کم است جلوگیری می کردند و یا اینکه از ناحیه خانواده اش ( پدر ) جلوگیری بعمل میاوردند با گذشت زمان بلاخره خودش را جا زد و به جبهه های حق علیه باطل شتافت که بعد از گذشت کمتر از یک ماه ایشان به دیار عاشقان شتافت و با سن کمتر از 17 سال به ملکوت اعلاء پیوست .

بسیجی کوچک-خاطره
سال 60 وقتی تصمیم گرفت برای جبهه ثبت نام کند به یک باره درس را رها کرد ، پدرم اول مخالف حضور ایشان در جبهه بود چون بسیار کوچک بود اصلاً بسیج لشت نشاء ثبت نام نمی کرد. نمی داند چه شد بسیج لشت نشاء با اعزام حسین موافقت کرد بعداً جریان را جویا شدیم فهمیدیم که حسین همانند سبکبالان عاشق که هیچ چیز جلودار آنان نیست ، صفحه اول شناسنامه خود را دست کاری کرد تا به جبهه اعزام گردد ، در حال حاضر تکمیل فرم در بسیج موجود است. و حتی حسین شهید شد بخاطر اینکه منافقین و معاندین حربه تبلیغاتی نکنند و نگویند که بچۀ کم سن و سال را به جبهه فرستادند سن او را در سنگ قبر دو سال بیشتر نوشتند

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید حسین تامینی

  • بازدید: 127
  • نویسنده: احمد
  • در : 14-11-1396, 20:18
14-11-1396, 20:18

وصیت نامه شهید فریدون اسماعیل زاده

دسته: شهدای ایران

عکس شهید فریدون اسماعیل زاده

سلام بر شما موجود های زنده! سلام بر سلامتی و زنده بودن شماها! سلام بر خانواده ارجمند و بلاخره سلام بر همه دوستان و زندگان روی زمین، بر عاشق های دل سوخته و سلام بر تازه دامادان و تازه پدران و تازه مادران.شماها می دانید که انسان و به طور کلی موجود، چه قدر نازک است و چه قدر به مرگ نزدیک می باشد و هر لحظه خطر، او را تهدید می کند؛ خواه این خطر توسط ماشین [باشد] یا توسط هزاران پیش آمد دیگر و به خصوص درحال حاضر ما ارتشی ها را [خطر بیشتر تهدید می کند]. اما آن چه آرزوی من است این است که دوست ندارم بدون هیچ از دنیا بروم، و آن چه می خواهم، رسیدن به درجه شهادت است. نه آرزوی من بلکه آرزوی تمام برادران مسلمان و از جمله برادران ارتش می باشد.
می خواهم به شما پدر و مادر عزیز و برادران و خواهران ارجمند بگویم که چه قدر خوب است رسیدن به این درجه الهی. اگر روزی من بروم نمی خواهم شما گریان باشید؛ نمی خواهم به خاطر من زندگیتان را تباه کنید چرا که سرنوشت هر شخص متعلق به خدا می باشد. می دانم که بعد از مرگ من زندگی برای خانواده ام مشکل می باشد، ولی آیا این خانواده نباید آن قدر شجاع باشد که بتواند کنترل اعصاب بنماید؟ راستی باید آدم های ضعیفی باشند. آیا این خانواده نباید به فکر آینده بچه های خود باشند؟ من می خواهم به شماها بگویم اگر می خواهید بعد از مرگم روح من شاد باشد، شما ناراحت نباشید و به فکر بچه ها و آینده آنها باشید. شاید قبل از این که عروسی بکنم بمیرم و به جای دامادی کفن بپوشم و ای کاش این کفن، کفن شهادت باشد. اگر هم کفن شهادت نباشد خواست خدای بزرگ است. چرا شماها به خاطر من ناراحت شوید؟ همه ما امانت خداوند بزرگ در روی این زمین هستیم؛ و او هر وقت بخواهد می تواند ما را از این دنیا پس بگیرد.
مناجات شهید:
ای خدای من! اگر به پیشگاه تو بگریم تا پلک های چشمانم بیفتد، و با آواز بلند بنالم تاصدایم قطع گردد، و در برابر تو بایستم تا پاهایم ورم کند، و برای تو رکوع کنم تا استخوان پشتم از جا کنده شود، و تو را سجده کنم تا این که سیاهی چشمانم پنهان بشود، و آن قدر ذکر تو گویم تا زبانم کند شود، سپس به خاطر شرمندگی از تو، چشم به اطراف آسمان نیندازم، با این رفتارها سزاوار از بین بردن گناهی از گناهانم نمی گردم.
تاریخ وصیت نامه ۱۳۵۸/۹/۱۷

تگ: شهدا, وصیت نامه شهدا, شهید فریدون اسماعیل زاده

  • بازدید: 312
  • نویسنده: احمد
  • در : 13-11-1396, 20:58
13-11-1396, 20:58

زندگینامه شهید فریدون اسماعیل زاده

دسته: شهدای ایران

عکس شهید فریدون اسماعیل زاده

نام پدر: خانعلی
تاریخ تولد: ۱۳۳۷
تاریخ شهادت: ۱۳۳۶/۲/۱۶
محل دفن: جورکویه خشکبیجار
زندگینامه:
شهید اسماعیل زاده، در خانواده ای مسلمان و کشاورز متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در جورکویه گذراند و دوران متوسطه را در خشکبیجار و لشت نشا و رشت به پایان رساند. از همان ابتدا به ارتش علاقه مند بود. در سال ۱۳۵۷ وارد ارتش شد؛ و در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ لباس ارتش را از تن در آورد و به مردم مسلمان ایران پیوست. هنگامی که امام خمینی به ایران تشریف آورد، شهید می گفت:”من باید بروم و زیر پای آقا قربانی شوم.”
پس از گذراندن آموزشهای لازم و گرفتن درجه، به گنبد اعزام شد. در آن ایام، گنبد مورد تاخت و تاز ضدانقلاب بود. ضدانقلاب وابسته به استکبار جهانی می خواست این منطقه از سرزمین اسلامی را در آتش نفاق خویش بسوزاند. در این مأموریت بود که به همراه ۱۸ نفر به مدت ۴۸ ساعت به حالت تشنگی و گرسنگی در محاصره ضدانقلاب قرار گرفت در درگیری با آنان تانکش منفجر شد، اما به او که راننده تانک بود آسیبی نرسید.
عشق او به اسلام بار دیگر او را روانه کردستان کرد. آنجا مأمن ضدانقلابیون وابسته به بیگانه شده بود. دشمن تصمیم داشت این قطعه از سرزمین اسلامی را به خیال خود از پیکر میهن جدا کند!
نحوه شهادت:
سرانجام فریدون اسماعیل زاده در یکی از کوههای بانه درحالی که تا آخرین فشنگ مقاومت کرده بود، بر اثر ترکش خمچاره از ناحیه شکم در تاریخ ۱۳۶۶/۲/۱۶ به شهادت رسید و در زادگاهش روستای جورکویه خشکبیجار در کنار همرزمانش به خاک سپرده شد.
پس از شهادت، پیکر او به دست خانواده اش نرسید و در کردستان ماند! سرانجام پس از یک سال شهادت او برای خانواده اش مسلم شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد!

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید فریدون اسماعیل زاده

  • بازدید: 369
  • نویسنده: احمد
  • در : 13-11-1396, 15:14
13-11-1396, 15:14

زندگینامه شهید عباس بابایی

دسته: شهدای خلبان

عکس شهید عباس بابایی

نام : عباس بابایی
نام پدر : اسماعيل
تولد : 14 آذر 1329
محل تولد : قزوین
راه یابی به دانشكده خلباني نيروي هوايي : 1348
اعزام به آمريكا جهت تكميل دوره خلباني : 1349
بازگشت به ايران : 1351
ازدواج با صديقه (مليحه ) حكمت: 4 شهريور 1354
فرماندهي پايگاه هشتم هوايي اصفهان (ارتقاء از درجه سرواني به درجه سرهنگ دومي) : 7/5/1360
معاون عمليات نيروي هوايي تهران (ترفيع به درجه سرهنگ تمامي) : 9/9/1362
افتخار به درجه سرتیپی : 8/2/1366
تاریخ شهادت : 15 مرداد 1366
محل دفن : گلزار شهداي قزوين
طول مدت حیات : 37 سال
نحوه شهادت : اصابت گلوله به پيکرش در حين انجام عمليات برون مرزي

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهدا خلبان, زندگینامه شهدا خلبان, شهید عباس بابایی

  • بازدید: 1241
  • نویسنده: احمد
  • در : 1-04-1394, 11:58
1-04-1394, 11:58

وصیت نامه سردار شهید مهدی شریفی پور

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس سردار شهید مهدی شریفی پور(1)

واوفوا بعهدی اوف بعهدکم وفا کنید به عهد من تا وفا کنم به عهد شما
زندگی بعضی اوقات علاقه و دلبستگی زیادی درانسان ایجاد می کند که دل کندن از آن بسیار مشکل می شود ولی وقتی پای تکلیف به میان می آید مسئله آسان می شود . ولی همسرم توبه سهم خودت برای این امت یک خدمتگذار و معلم باش و دوش تا دوش آن امت و همگام با سیاست دولت و خصوصاً در پیروی از خط رهبری به جامعه خدمت کن و امروز ما در زمانی زندگی می کنیم که باید خودمان را بشناسیم که چه مسئولیت سنگینی به عهده داریم . اگر یک لحظه بنشینیم به این انقلاب فکرکنیم می بینیم که چقدر در مقابل این خون ها مسئولیم فراموش نباید کنیم که تمام ملت های مظلوم ، از بنگلادش فقیرگرفته تا اروپائی خسته شده از تمدن غرب ، چشم به انقلاب اسلامی ما دوخته اند و در حال حاضر هزاران چشم امید مظلومین خصوصاً مسلمانان به حرکت های انقلابی ماست و انقلاب اسلامی را الگو قرار داده اند و رسالت ماچه زن باشد و چه مرد بسیارسنگین است و این را بدان که زندگی در این دنیا خیلی زودگذر است خوشا به حال مردمی که برای آن دنیای خویش توشه جمع کردند و پیوندشان با معبود خویش (خدا) را همچون کوه استوار و چون دریا خروشان ساختند و ما نیز دراین عرصه پیوندمان با خدای خویش محکم و ناگسستنی باشد و دوستی مان فقط با الله باشد و سعی کنیم اول از جهاد اکبر شروع کنیم که بزرگترین است و جهاد به نفس و در ضمن این را فراموش نکن اشجع الناس من غلبه هواه . شجاع ترین شما کسی است که بر نفس خویش غلبه کند و مؤمن کسی است که نفس هرکس را از نفس خود صالحتر و سعی هرکس را از سعی خود خالص و پاکتر بداند و تقوا پیشه کنیم که عمل کم با تقوا خیلی بهتر از عمل زیاد بدون تقواست و تقوا حرکت یک انسان در یک دشت پر از خاراست ، همسرم از من به تو وصیت که باید دنیا را رها کنیم و با خدای خویش پیوندی محکم و ناگسستنی داشته باشیم . رفتن من به جبهه یک وظیفه شرعی و یک نعمت است که خداوند شامل حال من کرد و یک افتخار برای تو، البته اگرخداوند مارا به آن درجه برسان و این ؟؟؟ اگر تکلیف الهی بر دوشم نبود زندگی واقعی مان را که خدادرآن حاکم است یک لحظه رهانمی کردم ازخدا میخواهم که بتو صبر بدهد . و این مردم را رها نکن خدمتگذارشان باش ، اینها همان مردمی هستند که در این زمان همه چیزشان را در طبق اخلاص گذاشتند، و مردم امام راتنهانگذارید ، پیرو این حکومت و ولی فقیه باشید که پیروی این حکومت از روی علاقه و شناخت و پذیرفتن با عقل است ، حکومتهای دیگر فقط اطاعت ، سعی کنیم زمینه را برای ظهور آقا امام زمان(ع) آماده کنیم وخصوصاًباحضورمردمی درجبهه ها چونکه یک تکلیف الهی بر دوش یکایک ما است و بعد منتظر باشیم ، هنگامی می توانیم منتظر ظهور حق باشیم که به خودمان رنگ خدایی بدهیم و به قدر و ارزش خودمان پی ببریم .همسرم تنها آرزویم در اینجا این است که تو تحصیل کنی و من جزء کسانی باشم که راه را برای دیگران هموار می سازندوتوجزءکسانی هستی که باید در دانشگاه اسلامی تحصیل کنی که من درکنکور اصلی موفق شدم و بهتر بتوانی خدمت کنی، نمازهایت را سر وقت به جا بیاور و اگر شد به جماعت و پدر و مادر عزیزم ، خداوند به شما توفیق عنایت فرماید شما نیز سعی کنید با هم مهربان باشید و غم همدیگر را بخورید و نمازهایتان را به موقع بجا بیاورید و این را میدانید که همسرم برای شما مهدی دوم است را خوب نگه دارید و اگرخداوند شهادت را نصیب من کرد دوست دارم که در بهشت زهرا باشم ولی مرا به محله خود (رشت) ببرید شاید جسمم باعث حرکت مردم شود و شهدای آنجاتعدادش زیادشود ، با توجه به اینکه می دانم برای همسرم خیلی سخت است ولی او انگیزه مرا می داند . باتمام سختی می دانم وجود من هرجا باشد آمدن او به آنجا آسان می شود.

تگ: شهدا, وصیت نامه شهدا, شهید مهدی شریفی پور, سردار شهید مهدی شریفی پور

  • بازدید: 846
  • نویسنده: احمد
  • در : 2-03-1394, 23:06
2-03-1394, 23:06

زندگینامه شهید موسی قربانی

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس شهید موسی قربانی

شهید موسی قربانی در سال ۱۳۴۶ در جیر سر باقرخاله چوکام در خانواده ای کشاورز و زحمتکش به دنیا آمد . او به دلیل مشکلات مالی و نبود امکانات تحصیلی از تحصیل باز ماند . شهید موسی قربانی با شروع جنگ تحمیلی وارد جبهه های نبرد شد تا با مزدوران و مستکبران جهان اسلام مبارزه کند .
خواهر شهید موسی قربانی در خصوص صفات اخلاقی و دینی برادرش چنین می گوید :
برادرم به پدر و مادرم احترام زیادی می گذاشت و در همه ی کارها رضایت معنوی آنان را جلب می کرد . او شخصی مومن و متعهد به کشور و نظام جمهوری اسلامی بود و در همه ی کارها توکل بر خداوند را سرلوحه ی کار خود قرار می داد و رضای خدا را مقدم بر هر کاری می دانست.
شهید موسی قربانی در جایی می گوید :
هدف من از رفتن به جبهه لبیک به ندای خمینی کبیر و دفاع از ناموس و وطن و رضای خدا می باشد و من افتخار می کنم که در راه میهن اسلامی شهید شوم .
شهید موسی قربانی سرانجام در تاریخ ۱۳۶۷ در شلمچه بر اثر اصابت گلوله ی مستقیم توپ خانه ی دشمن مزدور عراقی به ندای حق لبیک گفت و به درجه رفیع شهادت نائل گشت . از پیکر پاک این شهید مطهر چیزی باقی نماند و ایشان مفقود الجسد گشتند .
روحش شاد و یادش پر رهرو باد

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید موسی قربانی

  • بازدید: 881
  • نویسنده: احمد
  • در : 29-02-1394, 08:30
29-02-1394, 08:30

زندگینامه شهید شعبانعلی امین پور

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس شهید شعبانعلی امین پور

شهید شعبانعلی امین پور در سال هزار و سیصد و چهل، از خانواده ای مسلمان در روستای چوکام خمام پا به عرصه گیتی نهاد و خانواده ایشان چون فاقد زمین زراعی بودند برای بزرگ کردن فرزندان از نظر اقتصادی با سختی و مشکلات زیادی مواجه بودند، لیکن با همه فقرمالی حاکم بر خانواده شعبانعلی موفق شد دوران ابتدایی را به پایان برساند و علاقه وافر ایشان برای ادامه تحصیل و فشار اقتصادی که با آن مواجه بودند به ناچار شعبانعلی همراه پدر روزها به کارگری مشغول می شد تا بتواند کمک خرج خانواده و نیز زمینه تحصیل خود را فراهم آورد، لذا به هر سختی و مشقتی که بود توانست مقاطع راهنمایی را هم پشت سر بگذارد و در ایام محرم مرثیه سرایی و نوحه خوانی نیز می کرد و پس از مدتی دیگر وارد ارتش و به درجه گروهبان دومی نائل گردید و از سوی ارتش به لشکر 16 زرهی قزوین انتقال یافت و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و با اصرار خانواده مبنی بر اینکه از ارتش استعفاء دهید می گفت تا مادامی که بعثیون کافر مناطق جنوب و غرب کشور را اشغال کردند، بیرون نکنم در ارتش هستم . و همیشه سفارش پدر و مادر را به برادران کوچک خود می نمود که به نیکی و خوبی از آنان مواظبت کنید و سعی کنید راهی را که من انتخاب نمودم ادامه دهید .
شعبانعلی امین پور در درگیری های کردستان با ضد انقلاب و بعثیون کافر حضوری چشمگیر داشت و در سال 1359طی ماموریتی به سوسنگرد اعزام می شود و در یکی از روزهای زمستان سال 59 در حالیکه راننده تانک در منطقه عملیاتی سوسنگرد بود مورد اصابت خمپاره دشمنان قرار می گیرد و به درجه شهادت نائل می آید و از پیکر پاک شهید چیزی باقی نمی ماند و مفقودالجسد می گردد . ((روحش شاد و راهش پر رهرو باد))

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید شعبانعلی امین پور

  • بازدید: 1303
  • نویسنده: احمد
  • در : 28-02-1394, 09:08
28-02-1394, 09:08

زندگینامه شهید منوچهر عباسپور

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس شهید منوچهر عباسپور

منوچهر عباس پور در روز سوم مرداد و سال هزار و سیصد و چهل در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود .
منوچهر اولین فرزند از خانواده هشت نفره خویش بود که در سن دوازده سالگی پدر بزرگوارش دار فانی را وداع کرد و غم گرد یتیمی بر خانواده سایه افکند، لیکن مادر بزرگوارش مسئولیت سنگین خانواده را با همت والایش بدوش کشید و منوچهر دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در بخش چوکام سپری کرد و برای ادامه تحصیل دوره دبیرستان را در خمام به پایان رساند و در ضمن تحصیل در کارهای کشاورزی و کار منزل مادر را کمک و یاری می کرد، از خصوصیات اخلاقی شهید ، جوانی مومن و رئوف مهربان و شوخ طبع بود و با کارهایش موجب شادی و نشاط خانواده می شد و غم را از دل اطرافیان می زدود . منوچهر چون جوانی شجاع و غیرتمند بود در دوران سربازی در مناطق جنگی اعزام می شد و از دین و میهن اسلامی در مصاف با دشمنان بعثی مبارزه و نبرد می کرد . مادر شهید می گوید: منوچهر می گفت؛ مادرجان زمانی که جنگ با دشمنان به پایان رسید برای خدمت به وطنم ادامه تحصیل می دهم تا بتوانم بیشتر نسبت به کشورم ادای دین نمایم و نیز می گفت : مادرجان دوست دارم خداوند مقام شهادت را نصیبم کند. سرانجام در تاریخ ۳/۵/۱۳۶۴ در شهر هانی عراق مظلومانه و از پشت سر مورد اصابت ترکش دشمن قرار می گیرد و در سالروز تولدش، به مقام شهادت نائل می آید و به عرشیان می پیوندد . ((روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد))

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید منوچهر عباسپور

آرشیو

^
 
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • پیغام ورود و خروج