• بازدید: 1273
  • نویسنده: احمد
  • در : 1-04-1394, 11:58
1-04-1394, 11:58

وصیت نامه سردار شهید مهدی شریفی پور

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس سردار شهید مهدی شریفی پور(1)

واوفوا بعهدی اوف بعهدکم وفا کنید به عهد من تا وفا کنم به عهد شما
زندگی بعضی اوقات علاقه و دلبستگی زیادی درانسان ایجاد می کند که دل کندن از آن بسیار مشکل می شود ولی وقتی پای تکلیف به میان می آید مسئله آسان می شود . ولی همسرم توبه سهم خودت برای این امت یک خدمتگذار و معلم باش و دوش تا دوش آن امت و همگام با سیاست دولت و خصوصاً در پیروی از خط رهبری به جامعه خدمت کن و امروز ما در زمانی زندگی می کنیم که باید خودمان را بشناسیم که چه مسئولیت سنگینی به عهده داریم . اگر یک لحظه بنشینیم به این انقلاب فکرکنیم می بینیم که چقدر در مقابل این خون ها مسئولیم فراموش نباید کنیم که تمام ملت های مظلوم ، از بنگلادش فقیرگرفته تا اروپائی خسته شده از تمدن غرب ، چشم به انقلاب اسلامی ما دوخته اند و در حال حاضر هزاران چشم امید مظلومین خصوصاً مسلمانان به حرکت های انقلابی ماست و انقلاب اسلامی را الگو قرار داده اند و رسالت ماچه زن باشد و چه مرد بسیارسنگین است و این را بدان که زندگی در این دنیا خیلی زودگذر است خوشا به حال مردمی که برای آن دنیای خویش توشه جمع کردند و پیوندشان با معبود خویش (خدا) را همچون کوه استوار و چون دریا خروشان ساختند و ما نیز دراین عرصه پیوندمان با خدای خویش محکم و ناگسستنی باشد و دوستی مان فقط با الله باشد و سعی کنیم اول از جهاد اکبر شروع کنیم که بزرگترین است و جهاد به نفس و در ضمن این را فراموش نکن اشجع الناس من غلبه هواه . شجاع ترین شما کسی است که بر نفس خویش غلبه کند و مؤمن کسی است که نفس هرکس را از نفس خود صالحتر و سعی هرکس را از سعی خود خالص و پاکتر بداند و تقوا پیشه کنیم که عمل کم با تقوا خیلی بهتر از عمل زیاد بدون تقواست و تقوا حرکت یک انسان در یک دشت پر از خاراست ، همسرم از من به تو وصیت که باید دنیا را رها کنیم و با خدای خویش پیوندی محکم و ناگسستنی داشته باشیم . رفتن من به جبهه یک وظیفه شرعی و یک نعمت است که خداوند شامل حال من کرد و یک افتخار برای تو، البته اگرخداوند مارا به آن درجه برسان و این ؟؟؟ اگر تکلیف الهی بر دوشم نبود زندگی واقعی مان را که خدادرآن حاکم است یک لحظه رهانمی کردم ازخدا میخواهم که بتو صبر بدهد . و این مردم را رها نکن خدمتگذارشان باش ، اینها همان مردمی هستند که در این زمان همه چیزشان را در طبق اخلاص گذاشتند، و مردم امام راتنهانگذارید ، پیرو این حکومت و ولی فقیه باشید که پیروی این حکومت از روی علاقه و شناخت و پذیرفتن با عقل است ، حکومتهای دیگر فقط اطاعت ، سعی کنیم زمینه را برای ظهور آقا امام زمان(ع) آماده کنیم وخصوصاًباحضورمردمی درجبهه ها چونکه یک تکلیف الهی بر دوش یکایک ما است و بعد منتظر باشیم ، هنگامی می توانیم منتظر ظهور حق باشیم که به خودمان رنگ خدایی بدهیم و به قدر و ارزش خودمان پی ببریم .همسرم تنها آرزویم در اینجا این است که تو تحصیل کنی و من جزء کسانی باشم که راه را برای دیگران هموار می سازندوتوجزءکسانی هستی که باید در دانشگاه اسلامی تحصیل کنی که من درکنکور اصلی موفق شدم و بهتر بتوانی خدمت کنی، نمازهایت را سر وقت به جا بیاور و اگر شد به جماعت و پدر و مادر عزیزم ، خداوند به شما توفیق عنایت فرماید شما نیز سعی کنید با هم مهربان باشید و غم همدیگر را بخورید و نمازهایتان را به موقع بجا بیاورید و این را میدانید که همسرم برای شما مهدی دوم است را خوب نگه دارید و اگرخداوند شهادت را نصیب من کرد دوست دارم که در بهشت زهرا باشم ولی مرا به محله خود (رشت) ببرید شاید جسمم باعث حرکت مردم شود و شهدای آنجاتعدادش زیادشود ، با توجه به اینکه می دانم برای همسرم خیلی سخت است ولی او انگیزه مرا می داند . باتمام سختی می دانم وجود من هرجا باشد آمدن او به آنجا آسان می شود.

تگ: شهدا, وصیت نامه شهدا, شهید مهدی شریفی پور, سردار شهید مهدی شریفی پور

  • بازدید: 1361
  • نویسنده: احمد
  • در : 28-03-1394, 18:51
28-03-1394, 18:51

روزه گرفتن در جبهه

دسته: خاطرات شهدا

ماه رمضان و شهدا

ماه مبارک رمضان فرصتی برای رسیدن به قله عبودیت و بندگی است؛ جبهه‌ها در هشت سال دفاع مقدس از این فیوضات مستثنی نبود؛ چه رزمندگان در حالی که روزه‌دار بودند با لب‌هایی تشنه و غرق در خون به ملاقات خدا رفتند.
اسماعیل زمانی که از دوران نوجوانی با برادر شهیدش «مهرداد زمانی» در جبهه حضور پیدا کرده، امروز از روزهای ماه رمضان در جبهه‌ها و 4 تن از هم سنگرانش که با خمپاره 60 افطار کردند، روایت می‌کند.
در دوران دفاع مقدس رزمندگان سعی می‌کردند از فیوضات ماه بیشترین بهره را ببرند؛ در برخی جبهه‌ها به دلایل مختلف که نیروها تا 10 روز در جایی مستقر نبودند و بنا به استراتژی جنگ و دستور فرماندهان، گاهی امکان روزه گرفتن برای رزمندگان فراهم نمی‌شد که آن‌ها حسرت این موضوع را می‌خوردند، اما چون وظیفه حفظ اسلام بود، تابع شرایط بودند.
بعد از عملیات «کربلای 5» و «والفجر 8» از منطقه شلمچه تا خط کوشک، خط پدافندی بود؛ در سال 1366 و مصادف با 25 شعبان در آن منطقه مستقر بودیم؛ منطقه‌ای با دمای بالای 50 درجه و رطوبت بسیار بالا.
اکثر رزمندگان روزه بودند؛ روزه گرفتن در دوران دفاع مقدس با روزه گرفتن امروزی و وجود تجهیزات سرمایشی خیلی متفاوت بود. بچه‌ها برای خنک شدن در سنگر نگهبانی که درون زمین حفر شده بود، نی روییده در آب را می‌بریدند و به دریچه‌های دیده‌بانی روی دیواره سنگر نصب می‌کردند و برای خنک شدن بادی که داخل سنگر می‌وزید، کمی آب روی نی‌ها می‌پاشیدند.
برای سحری ساعت 3.5 بامداد تویوتا با یک دیگ غذا وارد منطقه می‌شد؛ تدارکات سعی می‌کرد در انتقال ظرف‌ها صدایی بلند نشود که رزمنده‌هایی که خواب بودند، بیدار شوند؛ اوج ایثار و از خودگذشتگی یادگار جبهه‌ها بود؛ برخی رزمنده‌ها به سرعت سحری می‌خوردند تا پست خالی نماند و دوستان دیگر بتوانند سحری بخورند.
پیرمردی در تدارکات دسته قبل از افطار با چوب و هیزم آتش می‌افروخت و پس از جوشیدن آب، چایی دم می‌کرد. موقع افطار که می‌رسید، بچه‌ها را دور سفره جمع می‌کرد و می‌گفت «بیایید چای زغالی بخورید، بعد از چند ساعت تشنگی می‌چسبد». سفره‌ای بی‌ریا و ساده با نان و پنیر و خرما در کنار دوستانی که فکر می‌کردیم همیشه پیش ما خواهند ماند، حال و هوای دیگری داشت.
همان روزها به همراه یکی از دوستان در پست نگهبانی بودیم؛ قرار بود بعد از ما شهید «پرویز غدیری» و شهید «عبدالرضا خیرالدین» جایگزین شوند؛ ساعت 12 بود و در فاصله 60 متری با عراق مستقر بودیم؛ هوا بسیار گرم بود و منتظر آمدن دوستان و جایگزینی برای پست نگهبانی بودیم. مدتی گذشت اما آن‌ها نیامدند.
برای جویا شدن علت، به محل استراحت آن‌ها رفتیم؛ به محض کنار زدن پتوی نصب شده به در سنگر، دیدم دوستان دراز کشیده‌اند اما صدایی از آن‌ها نمی‌آید؛ متوجه شدم خمپاره 60 از داخل دریچه وارد سنگر شده بود و شهیدان «پرویز غدیری»، «عبدالرضا خیرالدین»، «سید محسن موسوی» و یکی دیگر از شهدا که اسمش در خاطرم نیست، بر اثر موج گرفتگی به شهادت رسیده بودند.

تگ: خاطرات از جبهه در ماه رمضان, روزه گرفتن شهدا در جبهه, روزه گرفتن رزمندگان در جبهه, ماه رمضان در جبهه

  • بازدید: 1431
  • نویسنده: احمد
  • در : 27-03-1394, 19:41
27-03-1394, 19:41

اس ام اس ماه مبارک رمضان (1)

دسته: اس ام اس های مناسبتی

ماه مبارک رمضان

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت
کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز
باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت
****
امام صادق(علیه السلام):
خواب روزه دار عبادت،
خاموشي او تسبيح،
عمل وي پذيرفته شده
و دعاي او مستجاب است."
****[/center]

تگ: اس ام اس, اس ام اس ماه مبارک رمضان, پیامک, پیامک ماه مبارک رمضان

  • بازدید: 1881
  • نویسنده: احمد
  • در : 26-03-1394, 11:56
26-03-1394, 11:56

خواهرم حجابت برادرم نگاهت

دسته: حجاب و عفاف

وای بر احوال بعضی ها...

گفتم: حجابت؟
گفت: دلم پاک است.
مگر می شود هزاران نگاه را بدزدی و دلت پاک باشد
.......................................................................................
آقا جان نمی دانم هر جمعه و دو شنبه که نامه ی اعمال ما رو می بینی چقدر دلت خون میشه
خدایا به زنان ما غیرت فاطمی عنایت بفرما.

تگ: حجاب

  • بازدید: 2915
  • نویسنده: احمد
  • در : 17-03-1394, 17:03
17-03-1394, 17:03

وصیت نامه شهدا درمورد حجاب

دسته: حجاب و عفاف

خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت امانت داده ام . امانتدار باش

این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار می کند» - امام خمینی(ره)
«و تو ای خواهر دینی ام: چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودی)
«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند.»
(سردار شهید رحیم آنجفی)
«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)
«خواهرم: از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمید رضا نظام)
«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.» (شهید سید محمد تقی میرغفوریان )
«خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت کن.»
(طلبه شهید محمد جواد نوبختی )
«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدی پور)
«خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.»(شهید بهرام یادگاری)
«تو ای خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»
(شهیدابوالفضل سنگ تراشان)
«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید.» (شهید حمید رستمی)
«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهید علی اصغر پور فرح آبادی)
«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.» (شهید علی رضائیان)
«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.» (شهید علی روحی نجفی)
«مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.»
(شهید غلام رضا عسگری)
«ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.» (شهید محمد حسن جعفرزاده)
«خواهرم: زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.»
(شهید محمد علی فرزانه)
« خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زینب حفظ می کنند... هدف دار در جامعه حاضرشده اند.» (رییس جمهور شهید محمد علی رجایی)

تگ: حجاب, حجاب در کلام شهدا

  • بازدید: 7565
  • نویسنده: احمد
  • در : 9-03-1394, 18:39
9-03-1394, 18:39

عمارت و باغ دهستان چوکام

دسته: عمارت و باغ

عکس عمارت و باغ چوکام

این مجموعه در هسته ی مرکزی بافت روستای چوکام از توابع بخش خمام شهرستان رشت ، قرار دارد . مجموعه متعلق به ناصرالملک ، نایت السلطنه ی احمدشاه قاجار بوده و وی آن را به فرزندش حسین علی خان قراگوزلو واگذار کرد، این مکان تفرج گاه وی در فصول مختلف سال بوده است این ملک به همراه مستحدثاث آن مصادره گردید . عمارت قدیمی باغ از جمله آثار به جا مانده از دوره ی قاجار و پهلوی است . بنای آن در دو طبقه ساخته شده و ایوان زیبای آن مزین به ستون ها ، سرستون ها و نرده های چوبی است . وورودی اصلی ساختمان در مرکز ضلع جنوبی آن قرار دارد و با ستون های تزیینی ، سقف ، سفال پوش و تزیینات گچی آراسته شده است . عمارت قدیمی چوکام از یادگارهای مهم عصر قاجار و پهلوی است که باید سخت مورد حمایت قانونی قرار گیرد تا از روند تخریب آن جلوگیری به عمل آید .

تگ: عمارت و باغ

  • بازدید: 2189
  • نویسنده: احمد
  • در : 8-03-1394, 14:48
8-03-1394, 14:48

شهدا را یاد کنید حتی با یک صلوات

دسته: مقالات شهدا

شهدا را یاد کنید

شهدا را یاد کنید حتی با یک صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
  • بازدید: 882
  • نویسنده: احمد
  • در : 2-03-1394, 23:06
2-03-1394, 23:06

زندگینامه شهید موسی قربانی

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس شهید موسی قربانی

شهید موسی قربانی در سال ۱۳۴۶ در جیر سر باقرخاله چوکام در خانواده ای کشاورز و زحمتکش به دنیا آمد . او به دلیل مشکلات مالی و نبود امکانات تحصیلی از تحصیل باز ماند . شهید موسی قربانی با شروع جنگ تحمیلی وارد جبهه های نبرد شد تا با مزدوران و مستکبران جهان اسلام مبارزه کند .
خواهر شهید موسی قربانی در خصوص صفات اخلاقی و دینی برادرش چنین می گوید :
برادرم به پدر و مادرم احترام زیادی می گذاشت و در همه ی کارها رضایت معنوی آنان را جلب می کرد . او شخصی مومن و متعهد به کشور و نظام جمهوری اسلامی بود و در همه ی کارها توکل بر خداوند را سرلوحه ی کار خود قرار می داد و رضای خدا را مقدم بر هر کاری می دانست.
شهید موسی قربانی در جایی می گوید :
هدف من از رفتن به جبهه لبیک به ندای خمینی کبیر و دفاع از ناموس و وطن و رضای خدا می باشد و من افتخار می کنم که در راه میهن اسلامی شهید شوم .
شهید موسی قربانی سرانجام در تاریخ ۱۳۶۷ در شلمچه بر اثر اصابت گلوله ی مستقیم توپ خانه ی دشمن مزدور عراقی به ندای حق لبیک گفت و به درجه رفیع شهادت نائل گشت . از پیکر پاک این شهید مطهر چیزی باقی نماند و ایشان مفقود الجسد گشتند .
روحش شاد و یادش پر رهرو باد

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید موسی قربانی

  • بازدید: 923
  • نویسنده: احمد
  • در : 29-02-1394, 08:30
29-02-1394, 08:30

زندگینامه شهید شعبانعلی امین پور

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس شهید شعبانعلی امین پور

شهید شعبانعلی امین پور در سال هزار و سیصد و چهل، از خانواده ای مسلمان در روستای چوکام خمام پا به عرصه گیتی نهاد و خانواده ایشان چون فاقد زمین زراعی بودند برای بزرگ کردن فرزندان از نظر اقتصادی با سختی و مشکلات زیادی مواجه بودند، لیکن با همه فقرمالی حاکم بر خانواده شعبانعلی موفق شد دوران ابتدایی را به پایان برساند و علاقه وافر ایشان برای ادامه تحصیل و فشار اقتصادی که با آن مواجه بودند به ناچار شعبانعلی همراه پدر روزها به کارگری مشغول می شد تا بتواند کمک خرج خانواده و نیز زمینه تحصیل خود را فراهم آورد، لذا به هر سختی و مشقتی که بود توانست مقاطع راهنمایی را هم پشت سر بگذارد و در ایام محرم مرثیه سرایی و نوحه خوانی نیز می کرد و پس از مدتی دیگر وارد ارتش و به درجه گروهبان دومی نائل گردید و از سوی ارتش به لشکر 16 زرهی قزوین انتقال یافت و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و با اصرار خانواده مبنی بر اینکه از ارتش استعفاء دهید می گفت تا مادامی که بعثیون کافر مناطق جنوب و غرب کشور را اشغال کردند، بیرون نکنم در ارتش هستم . و همیشه سفارش پدر و مادر را به برادران کوچک خود می نمود که به نیکی و خوبی از آنان مواظبت کنید و سعی کنید راهی را که من انتخاب نمودم ادامه دهید .
شعبانعلی امین پور در درگیری های کردستان با ضد انقلاب و بعثیون کافر حضوری چشمگیر داشت و در سال 1359طی ماموریتی به سوسنگرد اعزام می شود و در یکی از روزهای زمستان سال 59 در حالیکه راننده تانک در منطقه عملیاتی سوسنگرد بود مورد اصابت خمپاره دشمنان قرار می گیرد و به درجه شهادت نائل می آید و از پیکر پاک شهید چیزی باقی نمی ماند و مفقودالجسد می گردد . ((روحش شاد و راهش پر رهرو باد))

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید شعبانعلی امین پور

  • بازدید: 1340
  • نویسنده: احمد
  • در : 28-02-1394, 09:08
28-02-1394, 09:08

زندگینامه شهید منوچهر عباسپور

دسته: شهدای دهستان چوکام

عکس شهید منوچهر عباسپور

منوچهر عباس پور در روز سوم مرداد و سال هزار و سیصد و چهل در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود .
منوچهر اولین فرزند از خانواده هشت نفره خویش بود که در سن دوازده سالگی پدر بزرگوارش دار فانی را وداع کرد و غم گرد یتیمی بر خانواده سایه افکند، لیکن مادر بزرگوارش مسئولیت سنگین خانواده را با همت والایش بدوش کشید و منوچهر دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در بخش چوکام سپری کرد و برای ادامه تحصیل دوره دبیرستان را در خمام به پایان رساند و در ضمن تحصیل در کارهای کشاورزی و کار منزل مادر را کمک و یاری می کرد، از خصوصیات اخلاقی شهید ، جوانی مومن و رئوف مهربان و شوخ طبع بود و با کارهایش موجب شادی و نشاط خانواده می شد و غم را از دل اطرافیان می زدود . منوچهر چون جوانی شجاع و غیرتمند بود در دوران سربازی در مناطق جنگی اعزام می شد و از دین و میهن اسلامی در مصاف با دشمنان بعثی مبارزه و نبرد می کرد . مادر شهید می گوید: منوچهر می گفت؛ مادرجان زمانی که جنگ با دشمنان به پایان رسید برای خدمت به وطنم ادامه تحصیل می دهم تا بتوانم بیشتر نسبت به کشورم ادای دین نمایم و نیز می گفت : مادرجان دوست دارم خداوند مقام شهادت را نصیبم کند. سرانجام در تاریخ ۳/۵/۱۳۶۴ در شهر هانی عراق مظلومانه و از پشت سر مورد اصابت ترکش دشمن قرار می گیرد و در سالروز تولدش، به مقام شهادت نائل می آید و به عرشیان می پیوندد . ((روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد))

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید منوچهر عباسپور

آرشیو

^
 
  • کد نمایش افراد آنلاین