• بازدید: 517
  • نویسنده: احمد
  • در : 15-11-1396, 20:37
15-11-1396, 20:37

پادگان اموزشی ولیعصر تبریز

دسته: سربازی

پادگان اموزشی ولیعصر تبریز در حدود چند ساله که جابجا شده و به بیرون شهر به آدرس : پشت پمپ بنزین ائل گولی اتوبان شهید کسائی تبریز منتقل شده.
طبق گفته سربازان این پادگان این موارد رو رعایت کنید:
۱- سعی کنید تو گروهان رضا احمدی بیوفتید بعد از اون، سهرابی، بعد باختری و درآخر فرمانده صادقیان هست.
۲- نظافت کلاس بهترین جاست.
۳- تو تیراندازی سعی کن همیشه با یک اسلحه شلیک کنین تا قلقش دستتون بیاد. ۵ مرحله تیراندازی دارید ، ٣بار کلاش ١ بار ژ٣ و ١ بار کلت. البته نمره تیراندازی کلت رو حساب نمیکنن!
اگه سوالی در مورد سربازی دارید تا جایی که در توان من باشه بهتون پاسخ میدم میتونید به این شماره 09117192489 در تلگرام پیام بدید جوابتون میدم
  • بازدید: 127
  • نویسنده: احمد
  • در : 14-11-1396, 20:18
14-11-1396, 20:18

وصیت نامه شهید فریدون اسماعیل زاده

دسته: شهدای ایران

عکس شهید فریدون اسماعیل زاده

سلام بر شما موجود های زنده! سلام بر سلامتی و زنده بودن شماها! سلام بر خانواده ارجمند و بلاخره سلام بر همه دوستان و زندگان روی زمین، بر عاشق های دل سوخته و سلام بر تازه دامادان و تازه پدران و تازه مادران.شماها می دانید که انسان و به طور کلی موجود، چه قدر نازک است و چه قدر به مرگ نزدیک می باشد و هر لحظه خطر، او را تهدید می کند؛ خواه این خطر توسط ماشین [باشد] یا توسط هزاران پیش آمد دیگر و به خصوص درحال حاضر ما ارتشی ها را [خطر بیشتر تهدید می کند]. اما آن چه آرزوی من است این است که دوست ندارم بدون هیچ از دنیا بروم، و آن چه می خواهم، رسیدن به درجه شهادت است. نه آرزوی من بلکه آرزوی تمام برادران مسلمان و از جمله برادران ارتش می باشد.
می خواهم به شما پدر و مادر عزیز و برادران و خواهران ارجمند بگویم که چه قدر خوب است رسیدن به این درجه الهی. اگر روزی من بروم نمی خواهم شما گریان باشید؛ نمی خواهم به خاطر من زندگیتان را تباه کنید چرا که سرنوشت هر شخص متعلق به خدا می باشد. می دانم که بعد از مرگ من زندگی برای خانواده ام مشکل می باشد، ولی آیا این خانواده نباید آن قدر شجاع باشد که بتواند کنترل اعصاب بنماید؟ راستی باید آدم های ضعیفی باشند. آیا این خانواده نباید به فکر آینده بچه های خود باشند؟ من می خواهم به شماها بگویم اگر می خواهید بعد از مرگم روح من شاد باشد، شما ناراحت نباشید و به فکر بچه ها و آینده آنها باشید. شاید قبل از این که عروسی بکنم بمیرم و به جای دامادی کفن بپوشم و ای کاش این کفن، کفن شهادت باشد. اگر هم کفن شهادت نباشد خواست خدای بزرگ است. چرا شماها به خاطر من ناراحت شوید؟ همه ما امانت خداوند بزرگ در روی این زمین هستیم؛ و او هر وقت بخواهد می تواند ما را از این دنیا پس بگیرد.
مناجات شهید:
ای خدای من! اگر به پیشگاه تو بگریم تا پلک های چشمانم بیفتد، و با آواز بلند بنالم تاصدایم قطع گردد، و در برابر تو بایستم تا پاهایم ورم کند، و برای تو رکوع کنم تا استخوان پشتم از جا کنده شود، و تو را سجده کنم تا این که سیاهی چشمانم پنهان بشود، و آن قدر ذکر تو گویم تا زبانم کند شود، سپس به خاطر شرمندگی از تو، چشم به اطراف آسمان نیندازم، با این رفتارها سزاوار از بین بردن گناهی از گناهانم نمی گردم.
تاریخ وصیت نامه ۱۳۵۸/۹/۱۷

تگ: شهدا, وصیت نامه شهدا, شهید فریدون اسماعیل زاده

  • بازدید: 312
  • نویسنده: احمد
  • در : 13-11-1396, 20:58
13-11-1396, 20:58

زندگینامه شهید فریدون اسماعیل زاده

دسته: شهدای ایران

عکس شهید فریدون اسماعیل زاده

نام پدر: خانعلی
تاریخ تولد: ۱۳۳۷
تاریخ شهادت: ۱۳۳۶/۲/۱۶
محل دفن: جورکویه خشکبیجار
زندگینامه:
شهید اسماعیل زاده، در خانواده ای مسلمان و کشاورز متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در جورکویه گذراند و دوران متوسطه را در خشکبیجار و لشت نشا و رشت به پایان رساند. از همان ابتدا به ارتش علاقه مند بود. در سال ۱۳۵۷ وارد ارتش شد؛ و در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ لباس ارتش را از تن در آورد و به مردم مسلمان ایران پیوست. هنگامی که امام خمینی به ایران تشریف آورد، شهید می گفت:”من باید بروم و زیر پای آقا قربانی شوم.”
پس از گذراندن آموزشهای لازم و گرفتن درجه، به گنبد اعزام شد. در آن ایام، گنبد مورد تاخت و تاز ضدانقلاب بود. ضدانقلاب وابسته به استکبار جهانی می خواست این منطقه از سرزمین اسلامی را در آتش نفاق خویش بسوزاند. در این مأموریت بود که به همراه ۱۸ نفر به مدت ۴۸ ساعت به حالت تشنگی و گرسنگی در محاصره ضدانقلاب قرار گرفت در درگیری با آنان تانکش منفجر شد، اما به او که راننده تانک بود آسیبی نرسید.
عشق او به اسلام بار دیگر او را روانه کردستان کرد. آنجا مأمن ضدانقلابیون وابسته به بیگانه شده بود. دشمن تصمیم داشت این قطعه از سرزمین اسلامی را به خیال خود از پیکر میهن جدا کند!
نحوه شهادت:
سرانجام فریدون اسماعیل زاده در یکی از کوههای بانه درحالی که تا آخرین فشنگ مقاومت کرده بود، بر اثر ترکش خمچاره از ناحیه شکم در تاریخ ۱۳۶۶/۲/۱۶ به شهادت رسید و در زادگاهش روستای جورکویه خشکبیجار در کنار همرزمانش به خاک سپرده شد.
پس از شهادت، پیکر او به دست خانواده اش نرسید و در کردستان ماند! سرانجام پس از یک سال شهادت او برای خانواده اش مسلم شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد!

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهید فریدون اسماعیل زاده

  • بازدید: 369
  • نویسنده: احمد
  • در : 13-11-1396, 15:14
13-11-1396, 15:14

زندگینامه شهید عباس بابایی

دسته: شهدای خلبان

عکس شهید عباس بابایی

نام : عباس بابایی
نام پدر : اسماعيل
تولد : 14 آذر 1329
محل تولد : قزوین
راه یابی به دانشكده خلباني نيروي هوايي : 1348
اعزام به آمريكا جهت تكميل دوره خلباني : 1349
بازگشت به ايران : 1351
ازدواج با صديقه (مليحه ) حكمت: 4 شهريور 1354
فرماندهي پايگاه هشتم هوايي اصفهان (ارتقاء از درجه سرواني به درجه سرهنگ دومي) : 7/5/1360
معاون عمليات نيروي هوايي تهران (ترفيع به درجه سرهنگ تمامي) : 9/9/1362
افتخار به درجه سرتیپی : 8/2/1366
تاریخ شهادت : 15 مرداد 1366
محل دفن : گلزار شهداي قزوين
طول مدت حیات : 37 سال
نحوه شهادت : اصابت گلوله به پيکرش در حين انجام عمليات برون مرزي

تگ: شهدا, زندگینامه شهدا, شهدا خلبان, زندگینامه شهدا خلبان, شهید عباس بابایی

  • بازدید: 971
  • نویسنده: احمد
  • در : 12-11-1396, 16:00
12-11-1396, 16:00

زندگینامه شهید حبیب روحی

دسته: شهدای مدافع حرم

عکس شهید حبیب روحی

شهیدحبیب روحی از رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران بود که به عنوان تکاور به نیروی دریایی سپاه انتقال یافت و در منطقه یکم دریایی سپاه در استان هرمزگان مشغول فعالیت شد و عضو تیپ امام سجاد(ع) گشت.
حبیب با حضور داوطلبانه در کشور سوریه و در حین انجام عملیات مستشاری طی اصابت موشک هدایت شونده به خودروی حامل وی در تاریخ 16 آذر ماه سال 1394 در حلب به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
پیکر پاکش را در گلزار شهدای باباحسن تازه آبادخواچکین به خاک سپردند.
از او سه فرزند دختر به یادگار مانده و کوچکترین آن ها دو ماهه است.

تگ: مدافع حرم, مدافع حرم شهید حبیب روحی, شهید حبیب روحی

  • بازدید: 226
  • نویسنده: احمد
  • در : 11-11-1396, 00:07
11-11-1396, 00:07

ضرب المثل های گیلکی(رشتی)

دسته: رشت

ضرب المثل های گیلکی که مردم رشت در صحبت هایشان مثال میزنند را گرد آوری کردیم که برایتان میگذارم اگر ضرب المثل های دیگه ای شما میدانید در بخش نظرات برایمان بنویسید
1« ننم اَنَ دِ لَ چه مارغانه بزه »
مفهوم ؛ نمی دونم این چه توطئه ای کرده .
2 « شونده کوپه اَنِ ریحانه بو اَیه »
مفهوم ؛ طرف آدم ولخرجی زیاد داره .
3 « آغوز دارِ جور ایشماره »
مفهوم ؛ کسی که در محاسبه خیلی دقیق و تیز هوشه .
4 « روغن زردُ کره ماسال »
مفهوم ؛ کسی که در خرج کردن خسیس باشه .
5 « خفتن وقتَ به نیشتن بمو »
مفهوم ؛ زمانی که موقع خوابه تازه بی خوابی به سرش زده .
6 « مردک ده میان راه ندَاید سراغ کدخدایه گیفتی »
مفهوم ؛ کسی که عرضۀ کاری رو نداره بهانه بیجا میاره .
7 « حله فَندر چه عروس گوله بَوَردید »
مفهوم ؛ نگاه کن ببین چه بیخودی شلوغ انداختن .
8 « اَنَ خروس مورغانه کونه »
مفهوم ؛ یعنی خیلی خوشحاله .
9 « کُردُ کلُه نازَ دهی دوشاب پوله یقه گیره »
مفهوم ؛ نازشو هر چه بیشتر بکشیم روش زیادتر میشه .
10 « یخاری یخاری آدم شه پای بخاری »
مفهوم ؛ رفتن تو کار خلاف آروم وکم کم شروع میشه .
  • بازدید: 236
  • نویسنده: احمد
  • در : 9-11-1396, 20:45
9-11-1396, 20:45

زندگینامه رحیم ایروانی بنیانگذار شرکت کفش ملی

دسته: کفش ملی

عکس رحیم ایروانی

محمدرحیم متقی ایروانی (۱۲۹۹ – اسفند ۱۳۸۴) کارآفرین ، سرمایه‌دار، نیکوکار ایرانی و بنیانگذار کفش ملی بود.
محمد رحیم متقی ایروانی از پیشتازان و بنیانگذاران صنعت مدرن کفش در ایران می باشد. او از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۷ بیش از ۵۲ شرکت در صنعت کفش و چرم ، و بیش از ۳۰۰ فروشگاه زنجیره ای کفش ملی در سطح ایران تاسیس کرد. رحیم ایروانی در خانواده ای تاجر پیشه در شیراز به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۲۱ در رشته حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.
  • بازدید: 256
  • نویسنده: احمد
  • در : 2-11-1396, 20:26
2-11-1396, 20:26

چرا به مردم رشت بی غیرت می گویند

دسته: رشت

چرا به مردم رشت بی غیرت می گویند

حتمآ شما هم شنیده اید که می گویند رشتی های بی غیرت و احتمالآ صدها جوک درباره بی غیرتی رشتی ها و به طور کل شمالی ها شنیده اید. اما راستی دلیل این همه توهین و انگ بی غیرتی بر پیشانی رشتی ها برای چیست؟
مگر می شود مردمان سرزمین میرزا کوچک خان. سردار جنگل و سرزمین شهید حسین خلعتبری ها بی غیرت باشند.
اما به راستی اصل ماجرا چیست؟
در زمان قاجار که زن ها حق رفتن به مدرسه رو نداشتن اولین مردمانی که به دختر هاشون اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودنند، وقتی این خبر به شهر های دیگه رسید، مردمانش میگفتند رشتی ها چقدر بی غیرت هستند که دخترانشون رو به مدرسه میفرستن!و این تا الان هنوز مونده!
  • بازدید: 1365
  • نویسنده: احمد
  • در : 26-10-1396, 13:16
26-10-1396, 13:16

خاطرات سربازی پادگان اموزشی احمدبن موسی مرودشت شیراز

دسته: سربازی

خاطرات سربازی

امروز میخوام خاطرات سربازی پادگان آموزشی احمدبن موسی شیراز مرودشت رو براتون بگم که الان خاطرات شیرین زندگی من هست،اعزام من 94.7.19 بود،صبح ساعت 7 صبح آماده شدم جایی که باید حرکت میکردیم،از شهر رشت حرکت کردیم به سمت شهر شیراز از شانس خوبم با چند تا دوست با معرفت آشنا شدم که تا خود شیراز با هم صحبت کردیم فکر کنم ساعت 4.30 صبح بود رسیدیم به پادگان آموزشی احمدبن موسی شیراز مرودشت ما خواب بودیم راننده هم صدا زد سربازا بیدار شید رسیدیم،با خوابالودگی بیدار شدیم واقعا از خواب گیج بودیم صدا زدیم دژبانی رو که اجازه داریم بیایم داخل گفت اره رفتیم داخل بهمون گفتن کجا بریم کم کم هوا روشن شده بود به خطمون کردن پتو سربازی دادن که استراحت کنیم و یقلوی دادن که ظرف غذا خوری ما بود به هر حال دو ماه آموزش دیدیم در پادگان آموزشی احمدبن موسی شیراز مرودشت که لحظه لحظه آموزشی ما با خاطرات شیرین بود بعد 2 ماه که حدود 57 روز آموزش دیدیم باید ما رو تقسیم میکردن اون موقع استرس هم داشتیم که کجا میفتیم اما بی دلیل بود الان برای ما خاطره شده خاطره شیرین زندگی که همیشه یاد اورش میشیم بعد 57 روز در صبحگاه رژه رفتیم که برگه تقسیم ما رو بهمون بدن من و چند تا از دوستانمون دوره تخصصی بودیم یعنی بعد چند روز دیگه ما رو تقسیم باید میکردن ولی بهمون مرخصی دادن که بریم خونه بقیه دوستان تقسیم شدن و هر کدوم از دوستان رفتن محل یگان محل خدمتشون بعضی ها که از دوستانشون جدا میشدن براشون سخت بود چون تو این دو ماه انقد بهم عادت کرده بودیم که مثل یه برادر بودیم حس حال عجیبی بود و الان پر از خاطره و بعد چند روز مرخصی دوباره من رفتم پادگان آموزشی احمدبن موسی شیراز مرودشت باید چند روزی دیگه آموزش میدیم که خیلی هم بهمون خوش گذشت کم کم هم برامون عادی شده بود بعد چند روز آموزش ما رو تقسیم کردن و من هم تقسیم شدم به پادگان بندرعباس تا حالا بندرعباس نرفته بودم ولی الان که فکر میکنم باعث شد خیلی چیزا خوب تجربه کنم که باعث بزرگی روحیه انسانی من شد سربازی یه واقعیت هست که میگن طرف مقابل رو مرد میکنه رفتیم بندرعباس بعد مدتی در اونجا بودم شاید 6 ماه که فرمانده های خوب و مهربانی در اونجا بودن که بهم مرخصی های خوبی هم میدادن من بعد 6 ماه انتقال دادن به پادگان شهر خودم یعنی پادگان زیبا کنار که خاطره زیاد هست شاید یک روز هم بنویسیم تمام نشه،سعی کردم خلاصه بگم فقط میتونم بگم یکی از بهترین دوران زندگی من سربازی بوده به حق هست میگن سربازی آدم مرد میکنه فقط میتونم بگم سربازی آموزشیش مثل ورزش کردن هست و خیلی هم عالیه کسانی هم که نرفتن بعد رفتن تجربه میکنن چقد شیرین هست وقتی با دوستان هم خدمتی خودتون آشنا میشید
اگه سوالی در مورد سربازی دارید تا جایی که در توان من باشه بهتون پاسخ میدم میتونید به این شماره 09117192489 در تلگرام پیام بدید جوابتون میدم
  • بازدید: 286
  • نویسنده: احمد
  • در : 24-10-1396, 12:45
24-10-1396, 12:45

اعتیاد به چت روم و چت کردن

دسته: اعتیاد

اعتیاد به چت روم

اعتیاد به چت روم و چت کردن در فضای مجازی یکی از بزرگترین مشکلات می تواند برای هر فردی باشد برای دوستیابی به چت روم ها می روند چه دختر و چه پسر با هم صحبت میکنند اوایل روز ها که شاید با خود بگویند فقط صحبت میکنم و هرگز اطلاعات خاصی به طرف مقابل نمی دهم و یا شماره هم حتی نخواهم داد ولی به مرور زمان هم شماره می دهند و هم اطلاعات شخصی تر مثل شماره منزل،کار به عشق عاشقی در فضای مجازی میکشد همدیگر را اصلا نمیشناسن ولی عاشقانه با هم صحبت میکنند این یعنی یک مشکل بزرگ و کم کم اعتیاد به چت روم تبدیل میشود، معتاد به چت کردن در فضای مجازی می شوند،اصلا چطور کسی را ما نمیشناسیم به او عکس شخصی خود یا خانواده خود را می دهیم؟همه این ها به مرور زمان اتفاق می افتد،باید به خصوص جوانان کم سن سال توجه کنند به این قضیه کسی را نمیشناسیم چطور به او عکس می دهیم شاید شما نیت بدی ندارید و او نیت بدی برای شما دارد عکس شما را پخش کند و هزار دردسر دیگر،دوستی های چت رومی و با چت کردن دوست پیدا کردن اخر عاقبت خوشی ندارد نمیتوان گفت اصلا کسی با دوست شدن در چت روم همه اتفاق های بد برایشان افتاد ولی شاید 95 درصد به نظر من خوشبختی در این دوستی ها صورت نمیگیرد،دوستی ها در این چت روم ها به این شکل هست باید چشم بسته اعتماد کنید طرف مقابل را نمیشناسید باید عکس بدهید اطلاعات شخصی خود را بدهید به نظر شما کسی را نمیشناسید چند درصد احتمال دارد آدم خوبی باشد؟هر چه سریع تر بهتر است از فضای چت روم و چت کردن دوری کنید چت کردن با غریبه ها عاقبت خوشی ندارد بعضی ها در این چت روم ها دختران جوان رو شکار میکنند و از او سو استفاده میکنند پس حواستون خیلی جمع باشد اعتماد کردن در این فضا مجازی کار 100 درصد اشتباه و نادرستی است،هر چه زودتر خودتان را با کار های بهتر مشغول کنید مثل صحبت کردن با دوستان خود با دوستان هم کلاسی خود دوستی کنید و از فضای چت روم و چت کردن دور شوید و دیگر سراغش نروید با این راه خودتان را که سرگرم کار های دیگر میکنید به مرور زمان اعتیاد به چت روم و چت کردن شما از بین خواهد رفت و میبنید که زندگی آرامش بخشی دارید،انشالله مطالبی رو که گذاشتم برای شما مفید باشه و بهترین استفاده را ببرید،سوالات و نظراتی هم که دارید در بخش نظرات برای ما ارسال کنید حتما پاسخکو خواهیم بود.

آرشیو

^
 
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • پیغام ورود و خروج